…روز سخت، تصمیم سخت تر

منتشرشده: دسامبر 31, 2009 در روزانه

…دیروز کار سختی کردم. ناچار شدم یکی از پرسنلم رو که یک ساله داره واسه شرکت زحمت می کشه بیرون کنم. حوصله توضیح دادن در مورد علتش رو ندارم… کار سختی بود. اینکه تو چشمای کسی که یک ساله داری هر روز می بینیش نگاه کنی و بگی دیگه نیا… بماند… فقط خواستم این روز یادم بمونه… تجربه تلخی بود در مدیریت شرکت… امیدوارم دیگه مجبور نشم همچین کاری بکنم… اما این رو می دونم که هر کاری می کنم و هر تصمیمی می گیرم برای بهتر شدن اوضای شرکته … امیدوارم که اشتباه نکرده باشم.

…پنجشنبه است و شرکت تعطیله. اما خودم نه!! یه عالمه کار دارم که باید انجام بدم… صدای اذان به گوش میرسه… دلم نماز می خواد!

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. رها می‌گوید:

    سلام
    دل آدم ها گاهي نماز مي خواد اما نماز، هميشه دل مي خواد.

    آدم ها خيلي وقت ها مجبور ميشن كارهايي بكنن كه شايد تا هميشه با يادش ناراحت بشن. اما شناخت اينكه آيا توي اون موقعيت،اين تنها راه بوده يا نه، موجب ميشه كه پشيمون بشن يا نه؟!

    سپاس از نظرتون. منم نمي دونم شما رو مي شناسم يا نه؟ فقط يه پدر رو مي شناسم كه نام و نام خانوادگي پسرش مثل شماست!

    پايدار باشيد.

  2. خورشید می‌گوید:

    درود
    آمدنت شادم کرد، شاد باشی
    تجربه تلخی بوده ولی می توانستی با دادن یک شاخه گل «مریم» به او اندکی از این خشونت بکاهی!!
    شاد و پیروز و تندرست و سبز و نویسا باشی
    بدرود

  3. ساباط می‌گوید:

    سلام
    معلومه که شما رو یادم هست یاد روزهای هیجان به خیر اما خیلی بد تموم شد خیلی . دیدن کامنتتون خوشحالم کرد. شاد باشید

  4. صبا می‌گوید:

    سلام ممنون که اومدی.
    خیلی ناراحت کننده بود که یکی …نمیدونم شاید به صلاح شرکت بوده که اون بیرون بشه…
    آره رفتم خیمه،اما به اون مرد که شوهر خالمه حتی سلامم نکردم…خیمه خیلی خوب بود خیلییییییییییییییی…
    این روزا خیلی درگیر درسامم…
    نمیدونم میدونی یا نه کارمند صداوسیما هم هستم.برا همین درس و کار در کنار هم یکم سخته…
    نی نی جونم دو روز مریض بود بیچاره مامان و باباش…
    براتون آرزوی موفقیت میکنم…

  5. صبا می‌گوید:

    سلام وبلاگ قشنگی داری.قلمت یه جورایی بابقیه فرقداره.بااجازه لینکت کردم.

  6. صبا می‌گوید:

    سلام داداشی خوبی؟
    به اون وبی که سر زدی مال من نیست .اون دوستم صباست که مال کرجه.الان رفتم براش پیام بذارم.دیدم داداش گلم اشتباهی فکر کرده اون یکی وب منه…وبراش پیام گذاشته …
    راستی سه تا دوست دارم به اسم صبا…خدا کمشون کنه…شوخی کردم…

  7. صبا می‌گوید:

    داداشی این صبا دومی همونیه که اشتباهی فکر کردی منم…

  8. زهره می‌گوید:

    سلام، مرسی از سر زدن وکامنت گذاشتنتون، درمورد سگه نمیدونم شاید ویروسی بوده که به منم منتقل شده!و یا شاید این اوضاع و احوالمونه که سبب می شه بعد از خوندن کلی شعر دلت بخواد اون سگیشو انتخاب کنی واسه پستت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s